السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

32

سيره معصومان ( فارسي )

در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : كميت براى امام باقر ( ع ) اين قصيده را سرود : من لصب متيم مستهام . سپس امام ( ع ) به سوى قبله روى كرد و سه بار فرمود : خدايا بر كميت رحمت آور و او را بيامرز . آنگاه گفت : اى كميت اين صد هزار درهم است كه من از اهل بيتم به خاطر تو جمع آورده‌ام كميت گفت : هرگز ، به خدا كسى نمىداند كه من اين درهمها را از شما گرفته‌ام بلكه خداوند عزّ و جل مرا بىنياز مىكند . اما شما با اعطاى يكى از پيراهنهايتان مرا اكرام كنيد . امام ( ع ) هم يكى از پيراهنهاى خود را به او بخشيد . نگارنده : اين دو بيت كه نقل شد سرآغاز قصيدهء درازى از كميت است . در بحار از خط بن فهد حلى نقل شده است : « روزى مردى به محضر امام باقر ( ع ) وارد شد و قصيده‌اى در مدح آن حضرت خواند كه مطلع آن چنين بود : عليك السلام ابا جعفر . چون قصيده پايان يافت امام ( ع ) هيچ صله‌اى به شاعر نداد . شاعر از او پرسيد : چرا صله‌اى به من نمىبخشى ؟ حال آنكه من شما را مدح گفتم . امام فرمود : تو همان گونه كه به مردگان سلام مىدهند بر من درود و سلام فرستادى . آيا سخن شاعر را نشنيده‌اى كه گفته است : الا طرقتنا آخر الليل زينب * عليك سلام هل لما فات مطلب فقلت لها حييت زينب خدنكم * تحية ميت و هو فى الحى يشرب « 7 » با وجود آنكه گفتن سلام عليك ابا جعفر نيز در اينجا تو را كفايت مىكرد . » در كتاب مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر تأليف احمد بن محمد بن عياش آمده است كه ورد بن زيد اسدى برادر كميت ميهمان امام باقر ( ع ) شد و با سرودن قصيده‌اى امام ( ع ) را مخاطب قرار داد و شرح شرفيابى خود به حضور آن حضرت را به اين گونه بيان كرد : كم جزت فيك من اجواز ايفاع * و اوقع الشوق بى قاعا الى قاع يا خير من حملت انثى و من وضعت * به اليك غدا سيرى و ايضاعى اما بلغتك فالآمال بالغة * بنا الى غاية يسعى لها الساعى « 8 » نگارنده : ما اين قصيده را به هنگام نقل شرح حال ورد بن زيد اسدى ، تماما ذكر كرده‌ايم .

--> ( 7 ) بدان كه زينب در آخر شب به سوى ما آمد . عليك سلام آيا براى آنچه درگذشته درخواستى هست ؟ پس به او گفتم بر زينب چنان درود فرستادى كه بر مردگان ، حال آنكه او هنوز زنده است ! ( 8 ) چقدر براى محبت تو از جاهاى بلند و سخت عبور كرده‌ام و شوق ، مرا از جايى به جايى ديگر مىبرد . اى بهترين كسى كه زنى او را حمل كرده و زادهء سير و حركت سريع من ، به واسطهء اين شوق فردا به سوى تو است . اينك اميدها و آرزوهايم را به تو رسانده‌ام و آرزوها به ميزان كوششى كه كوشنده براى آنها كرده ، به ما مىرسد .